


این هم یه کار قبلی برای بیست پنج سالگی ام و تقدیم به "زهرا امیرابراهیمی" :
بيست و پنج سالگی را
برداشته ام
آورده ام به جهانی
که دورتادور ديوار وطنم
کسی هوس سيب گنديده نمی کند
دنيا را به چيزهای ديگر مانند کن!
عروسی که شما باشيد
دلم برايتان بی پرنده است
پر که نمی زند
هی از سر راه ابروکمان سر به هوا
ـ سبد به دست ـ تور می زند
بيست و پنج سالگی را فيلم کرده اند
و مفسد فی الارض های بسياری
بايد طناب بازی کنند
زير درخت دار
جاذبه زمين سيب ندارد
کسی مرا هوس کند
و بيست و پنج سالگی ام را به گردن بگيرد.